انجمن اسلامی مدرسه ی معراج



روزی يك تيم ورزشی از يك شهرستان، پهلوان كُشتی شهر ديگری را برای مسابقه دعوت كرد. قهرمان مزبور به دعوت آنان پاسخ گفت، و همراه همسر زيبا و بی حجابش راهی آن شهر شد، بازی كنان و كشتی گيران شهر، برای استقبال وی به فرودگاه آمدند و با گرمی به وی خيرمقدم گفتند، سپس آن پهلوان همسر خود را به رفقايش معرّفی كرد، و وی را برای دست دادن به آنان جلو انداخت و بازی كنان با گرمی و لبخند به همسر وی دست دادند.
يكی از آنها عاشق همسر پهلوان شد و بفكر افتاد با او ازدواج كند. برای رسيدن به هدف نقشه هايی پيش خود طرح ريزی كرد و سرانجام با همسر پهلوان بطور پنهان و دور از چشم شوهرش خلوت و ملاقات كرد و نقشه خود را باين وجه عملی ساخت.
از وی پرسيد: شوهر شما چقدر مهر بشما داده، زن گفت: بيست هزار تومان. مثلاً، مرد گفت: ولی من حاضرم چند برابر اين مبلغ را بشما بدهم، زيرا ارزش شما بيش از اين مقدار است. حقيقتا شوهر شما با اين مهر بشما ظلم و ستم نموده، سپس پرسيد: بگو ببينم، شوهر شما چه شغلی غير از ورزش دارد؟
زن گفت: كارمند يكی از وزارت خانه ها است. ناگهان مرد هوسران، آه مزوّرانه ای از دل كشيد و گفت: اين نيز ظلم در حق شما است، شما با اين زيبائی، همسر يك كارمند هستی نه نه شما بيش از اين ارزش داريد. همسر شما بايد مانند من باشد، من مهندس و تحصيل كرده دانشگاه هستم، و دكترا دارم و حاضرم با شما ازدواج كنم، بشرط اينكه شوهرت تو را طلاق دهد.
سرانجام او را فريب داد، و با او قرار گذاشت كه پس از مراجعت، از شوهرش طلاق بگيرد، و با وی ازدواج كند.
اين راز و نيازهای عاشقانه و مخفيانه و پنهان از چشم پهلوان ميهمان صورت گرفت، و او هيچگونه اطلاّعی از اين حوادث نداشت، و نمی دانست چه ميگذرد.
بالاخره مدّت ملاقات بپايان رسيد و شوهر و همسرش به شهر خود بازگشتند از آن پس شوهر با اخلاق و رفتار سوء همسرش روبرو شد، و پس از آنكه در گذشته خندان بود، و با او انس میگرفت و رنجهای او را از يادش میبرد، اكنون رفتارش بر عكس شده است.
مرد از اين كجروی زن به ستوه آمد، وكاسه صبرش لب ريز شد، و از وی علّت تحوّل اخلاقی او را جويا شد؟ زن گفت: بخاطر آنكه تو مرا فريب داده ای، تو به من ظلم كرده ای.. مرد با كمال تعجّب گفت: من! چگونه من ترا فريب داده ام! زن گفت: چون با مهر كمی با من ازدواج كرده ای و ارزش من بيشتر از اينها است، تو شايسته ازدواج با من نبودی و كسی هست كه با مهر شايسته حاضر است با من ازدواج كند، و من میخواهم الا ن از تو طلاق بگيرم.
شوهر بدبخت، كه انتظار شنيدن اين سخن را از همسرش نداشت، هوش از سرش پريد، و خود را در چنگال اين فاجعه بزرگ گرفتار ديد، فاجعه ای كه خودش بدست خودش روزی كه همسر بی حجابش را بهمراه خود به شهر ديگر برد بوجود آورد، اينك شوهر در صدد بر آمد كه او را از تصميمش منصرف كند، ولی سخنان او با شكست مواجه شد، و سرانجام از روی ناچاری او را طلاق داد، و زن طلاق نامه خود را گرفت و برای ازدواج با دوست خود راهی شهر ديگر شد.

[ چهارشنبه بیست و دوم خرداد 1392 ] [ 11:5 ] [ دانش آموز ] [ ]

به روز سوم ماه شعبان سال چهارم هجرت (1) دومین فرزند برومند حضرت علی و فاطمه،که درود خدا بر ایشان باد،در خانه ی وحی و ولایت،چشم به جهان گشود.

چون خبر ولادتش به پیامبر گرامی اسلام (ص) رسید،به خانه ی حضرت علی و فاطمه (ع) آمد و اسماء (2) را فرمود تا کودکش را بیاورد.اسماء او را در پارچه یی سپید پیچید و خدمت رسول اکرم (ص) برد،آن گرامی به گوش راست او اذان و به گوش چپ او اقامه گفت (3).

به روزهای اول یا هفتمین روز ولادت با سعادتش،امین وحی الهی،جبرئیل،فرود آمد و گفت:

سلام خداوند بر تو باد ای رسول خدا،این نوزاد را به نام پسر کوچک هارون «شبیر» (4) که به عربی «حسین »خوانده می شود،نام بگذار. (5) چون علی (ع) برای تو بسان هارون برای موسی بن عمران است جز آنکه تو خاتم پیغمبران هستی.

و به این ترتیب نام پر عظمت «حسین »از جانب پروردگار،برای دومین فرزند فاطمه انتخاب شد.

به روز هفتم ولادتش،فاطمه ی زهراء که سلام خداوند بر او باد،گوسفندی را برای فرزندش به عنوان عقیقه (6) کشت،و سر آن حضرت را تراشید و هم وزن موی سر او نقره صدقه داد. (7)

حسین و پیامبر (ص)

از ولادت حسین بن علی (ع) که در سال چهارم هجرت بود تا رحلت رسول الله (ص) که شش سال و چند ماه بعد اتفاق افتاد، مردم از اظهار محبت و لطفی که پیامبر راستین اسلام (ص) در باره ی حسین (ع) ابراز می داشت،به بزرگواری و مقام شامخ پیشوای سوم آگاه شدند.

سلمان فارسی می گوید:دیدم که رسول خدا (ص) حسین (ع) را بر زانوی خویش نهاده او را می بوسید و می فرمود:

تو بزرگوار و پسر بزرگوار و پدر بزرگوارانی،تو امام و پسر امام و پدر امامان هستی،تو حجت خدا و پسر حجت خدا و پدر حجت های خدایی که نه نفرند و خاتم ایشان،قائم ایشان (امام زمان عج) می باشد. (8)

انس بن مالک روایت می کند:

وقتی از پیامبر پرسیدند کدامیک از اهل بیت خود را بیشتر دوست می داری،فرمود:حسن و حسین را، (9) بارها رسول گرامی حسن و حسین را به سینه می فشرد و آنان را می بویید و می بوسید. (10)

ابو هریره که از مزدوران معاویه و از دشمنان خاندان امامت است در عین حال اعتراف می کند که:

رسول اکرم (ص) را دیدم که حسن و حسین (ع) را بر شانه های خویش نشانده بود و به سوی ما می آمد،وقتی به ما رسید فرمود: هر کس این دو فرزندم را دوست بدارد مرا دوست داشته و هر که با آنان دشمنی ورزد با من دشمنی نموده است. (11)

عالی ترین،صمیمی ترین و گویاترین رابطه ی معنوی و ملکوتی بین پیامبر و حسین را می توان در این جمله ی رسول گرامی اسلام (ص) خواند که فرمود:

حسین از من و من از حسینم. (12)

پی نوشتها:

1- در سال و ماه و روز ولادت امام حسین (ع) اقوال دیگری هم گفته شده است،ولی ما قول مشهور بین شیعه را نقل کردیم.ر.به. ک.اعلام الوری طبرسی ص 213

2- احتمال دارد منظور از اسماء،دختر یزید بن سکن انصاری باشد.ر.به.ک.اعیان الشیعه جزء 11 ص 167

3- امالی شیخ طوسی ج 1 ص 377

4- شبر بر وزن حسن و شبیر بر وزن حسین و مشبر بر وزن محسن نام پسران هارون بوده است و پیغمبر اسلام (ص) فرزندان خود حسن و حسین و محسن را به این سه نام نامیده است- تاج العروس ج 3 ص 389،این سه کلمه در زبان عبری همان معنی را دارد که حسن و حسین و محسن در زبان عربی دارد- لسان العرب ج 6 ص 60

5- معانی الاخبار ص 57

6- در منابع اسلامی در باره ی عقیقه سفارش فراوان شده و برای سلامتی فرزند بسیار مؤثر دانسته شده است،ر.به.ک.وسائل الشیعه ج 15 ص 143 به بعد.

7- کافی ج 6 ص 33.

8- مقتل خوارزمی ج 1 ص 146- کمال الدین صدوق ص 152.

9- سنن ترمذی ج 5 ص 323.

10- ذخائر العقبی ص 122.

11- الاصابه ج 11 ص 330.

12- سنن ترمذی ج 5 ص 324- در این قسمت روایاتی که در کتابهای اهل تسنن آمده است نقل شد تا برای آنها هم سندیت داشته باش


برچسب‌ها: اعیاد شعبانیه
[ سه شنبه بیست و یکم خرداد 1392 ] [ 20:14 ] [ دانش آموز ] [ ]

اي امت دلاور و مسلمان، بدانيد كه تنها راهي كه مي تواند برايتان افتخار جاويدان بجاي گذارد اطاعت مطلق شما از ولايت فقيه است. (شهيد حسين پژمان)

[ دوشنبه بیستم خرداد 1392 ] [ 11:51 ] [ دانش آموز ] [ ]


برچسب‌ها: عهد آدینه
[ پنجشنبه شانزدهم خرداد 1392 ] [ 18:48 ] [ دانش آموز ] [ ]

نام هفت میلیون و 378هزارو 205 ایرانی مزین به ،القاب،کنیه و ترکیب با نام مقدس محمد است.

به گزارش "ندای انقلاب" به نقل از واحد مرکزی خبر، مدیرکل دفتر روابط عمومی و همکاری های بین الملل سازمان ثبت احوال کشور گفت: نام محمد ۲۴۸۴۷۱۵ بار در پایگاه اطلاعات جمعیت کشور به ثبت رسیده و نام‌های احمد با تعداد فراوانی ۷۵۹۳۶۵ ، رحیم ۱۵۰۴۶۹ ، یاسین ۸۲۴۵۱ ، نعمت ۲۳۸۷۲ ، نبی ۱۷۶۵۶ و بشیر ۱۵۳۶۸ بار از فراوان ترین نام‌های حضرت محمد (ص) است که به ثبت رسیده اند.

مهدی تدین همچنین نام‌های رئوف با تعداد فراوانی ۵۷۹۷ ، سراج ۱۸۵۵ ، شاهد ۱۱۲۴ ، شهید ۵۵۶ ، نذیر ۵۱۱ ، شمس ۳۹۹ ، منیر ۳۲۸ ، مبشر ۱۹۰ ، رسول ۱۸۴ و داعی ۳ بار را از دیگر نام‌های پیامبر اکرم بیان کرد که در پایگاه اطلاعات جمعیت سازمان ثبت احوال کشور به ثبت رسیده اند.

وی با بیان اینکه نام‌های مصطفی با فراوانی ۴۰۶۴۵۰ و امین با فراوانی ۲۰۱۰۷۳ بار از القاب ایشان است که در این پایگاه به ثبت رسیده است ، افزود: نام ابوالقاسم نیز که از کنیه‌های حضرت محمد (ص) است ۹۵۱۶۲ بار در پایگاه اطلاعات جمعیت سازمان ثبت احوال کشور به ثبت رسیده است.

آقای تدین در ادامه فراوانی نام‌هایی را که در ترکیب با نام محمد هستند و در این پایگاه به ثبت رسیده اند نیز بیان کرد که شامل امیرمحمد ۲۱۱۴۳۶ ، سیدمحمد ۱۲۹۰۵۳ ، علی‌محمد ۹۵۶۷۷ ، نورمحمد ۳۴۸۰۶ ، گل‌محمد ۲۲۰۴۴ ، شیرمحمد ۱۷۳۸۷ ، عبدالمحمد ۱۲۸۳۱ ، جان محمد ۱۲۲۹۰ ، یارمحمد ۱۲۱۲۲ ، میرزامحمد ۱۰۷۰۷ ، حاجی‌محمد ۹۳۴۸ ، عیدمحمد ۸۵۹۵ ، تاج‌محمد ۸۳۳۷ ، غلام‌محمد ۸۱۲۷ ، ملک‌محمد ۷۹۸۰ ، علیمحمد ۷۳۲۹ ، درمحمد ۷۲۹۳ ، ولی‌محمد ۷۲۷۹ ، میرمحمد ۷۰۷۷ ، سیدامیرمحمد ۶۸۱۱ ، آقامحمد ۶۷۶۰ ، قربان‌محمد ۶۶۰۴ ، خان‌محمد ۶۲۹۳ ، دوست‌محمد ۵۴۹۷ ، دادمحمد ۵۲۵۹ ، کربلایی‌محمد ۵۱۳۵ ، دین‌محمد ۴۵۱۶ ، عیدی‌محمد ۴۲۰۹ ، فیض‌محمد ۴۲۰۱ ، مشهدی محمد۴۰۶۳ ، حجی‌محمد ۳۲۹۷، پیرمحمد ۳۸۸۶ ، صیدمحمد ۸۶۵۰ ، ارازمحمد ۸۶۳۵ ، شاه محمد ۳۷۸۱ ، خیرمحمد ۳۳۰۷ ، آقامحمد ۲۸۱۹ ، برات‌محمد ۲۷۷۹ ، لال‌محمد ۲۷۶۵ ، صفر محمد ۲۶۵۶ ، نظر محمد ۲۶۳۸ ، فقیر محمد ۲۶۲۹ و مراد محمد ۲۶۶۵ است.





برچسب‌ها: عید مبعث
[ پنجشنبه شانزدهم خرداد 1392 ] [ 18:45 ] [ دانش آموز ] [ ]

[ دوشنبه سیزدهم خرداد 1392 ] [ 11:16 ] [ دانش آموز ] [ ]

غزل امام خمینی(ره):

«من به خال لبت ای دوست گرفتار شدم
چشم بیمـار تـو را دیـدم و بیمار شدم

فارغ از خود شدم و کوس انا الحق بزدم
همچو منصور خریدار سر دار شدم

غم دلدار فکنده است به جانم، شررى
که به جان آمدم و شهره بازار شدم

درِ میخانه گشایید به‌رویم، شب و روز
که من از مسجد و از مدرسه، بیزار شدم

جامه زهد و ریا کَندم و بر تن کردم
خرقه پیر خراباتى و هشیار شدم

واعظ شهر که از پند خود آزارم داد
از دم رند مى‌آلوده مددکار شدم

بگذارید که از بتکده یادى بکنم
من که با دست بت میکده بیدار شدم»

غزل مقام معظم رهبری در پاسخ به غزل حضرت امام(ره):

«تو که خود خال لبی از چه گرفتار شدی
تو طبیب همه‌ای از چه تو بیمار شدی

تو که فارغ شده بودی ز همه کان و مکان
دار منصور بریدی همه تن‌دار شدی

عشق معشوق و غم دوست بزد بر تو شرر
ای که در قول و عمل شهره بازار شدی

مسجد و مدرسه را روح و روان بخشیدی
وه که بر مسجدیان نقطه پرگار شدی

خرقه پیر خراباتی ما سیره توست
امت از گفته دربار تو هشیار شدی

واعظ شهر همه عمر بزد لاف منی
دم عیسی مسیح از تو پدیدار شدی

یادی از ما بنما ای شده آسوده ز غم
ببریدی ز همه خلق و به حق یار شدی»


به نقل از مجمع دانشجویان دانشگاه امام صادق(ع)

[ دوشنبه سیزدهم خرداد 1392 ] [ 10:55 ] [ دانش آموز ] [ ]


برچسب‌ها: ائمه
[ پنجشنبه نهم خرداد 1392 ] [ 9:34 ] [ دانش آموز ] [ ]


برچسب‌ها: انتخابات
[ دوشنبه ششم خرداد 1392 ] [ 11:36 ] [ دانش آموز ] [ ]


این جمعه هم گذشت، تو اما نیامدی
پایانِ سبز قصه دنیا، نیامدی
مانده ست دل اسیر هزاران سؤال تلخ
ای پاسخ هر آنچه معمّا، نیامدی
کِز کرده اند پنجره ها در غبار خویش
ای آفتاب روشنِ فردا، نیامدی
افسرده دل به دامن تفتیده کویر
ای روح آسمانی دریا، نیامدی
ای حسّ پاکِ گم شده روح روزگار
زیباترین بهانه دنیا نیامدی
ای از تبار آینه ها، ای حضورسبز
ای آخرین ذخیره طاها نیامدی
این جمعه هم گذشت و غزل ناتمام ماند
این است قسمتِ دلِ من، تا نیامدی


برچسب‌ها: امام زمان, عج
[ شنبه چهارم خرداد 1392 ] [ 10:37 ] [ دانش آموز ] [ ]
درباره وبلاگ
امکانات وب
nt">

دریافت کد آهنگ